مرگ آيد و گويدم ز جا برخيز
اين جامه عاريت به دور افكن
وين باده جانگزا به كامت ريز
خواهم كه مگر ز مرگ بگريزم
بدين نامعرباني رندنت چيست ؟
بپرس از اين دل ديوانه من
كه اي بيچاره ماندنت چيست ؟