تبليغاتX
عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشی ها .... با تو اکنون چه فراموشی هاست .


عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت








من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

و ازنهابت شب حرف می زنم

اگر به خانه ی من آمدی

برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

+ خط خطی شده  چهارشنبه 21 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


پرنده گفت : « چه بوئی ، چه آفتابی ، آه

بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت »

پرنده از لب ایوان پرید ، مانند پیامی پرید و رفت

پرنده کوچک بود

پرنده فکر نمی کرد

پرنده روزنامه نمی خواند

پرنده آدمها را نمی شناخت

پرنده ، آه ، فقط یک پرنده بود

+ خط خطی شده  سه شنبه 20 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


امشب از آسمان دیده ی تو

روی شعرم ستاره می بارد

در زمستان در شب کاغذ ها

پنجه هایم جرقه می کارد

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه پیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

+ خط خطی شده  دوشنبه 19 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


+ خط خطی شده  دوشنبه 19 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


چشم به جاده دوخته ام

به خط های سپیدی که از هم دورند

دیگر خیال سبقت ندارم

بیا به هم بپیوندیم ...

+ خط خطی شده  شنبه 17 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


در شبان غم تنهایی خویش

عابد چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی شب جانفرسا

زائر ظلمت گیسوی توام

گیسوان تو پریشان تر از اندیشه ی من

گیسوان تو شب بی پایان

من هنوز از اثر عطر نفسهای سرشار سرورم

کاشکی پنجه ی من

در شب گیسوان تو

راهی می جست ...

+ خط خطی شده  پنجشنبه 15 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


+ خط خطی شده  پنجشنبه 15 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


بیابان تا بیابان در غبار است

چراغ چشم ها در انتظار است

بار هر بیابانی را سواری است

غبار این بیابان بی سوار است

                    ***

درون سینه ام صد آرزو مرد             

گل صد آرزو نشکفته پژمرد

دلم بی روی او دریای درد است

همین دریا مرا در خود فرو برد

+ خط خطی شده  پنجشنبه 15 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 


دلم عشق می خواهد

به وسعت تمام سالهایی

که تنهایی ای پر از عشق داشتم

سالهایی که برای گفتنش

هر بار به لکنت عمیق افتاده ام

و در بین این همه واژه

عاجز بودم

از یک بار گفتن عشق ...

+ خط خطی شده  پنجشنبه 15 شهریور1386 به قلم   توسط اشکان  | 



JavaScript Codes