تبليغاتX
عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشی ها .... با تو اکنون چه فراموشی هاست .


عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت








لبخند او ، بر آمدن آفتاب را

در پهنه ی طلائی دریا

از مهر ، می ستود ...

در چشم من ولیکن

لبخند او بر آمدن آفتاب بود

+ خط خطی شده  جمعه 18 آبان1386 به قلم   توسط اشکان  | 



JavaScript Codes