تبليغاتX
عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت
با من اکنون چه نشستن ها ، خاموشی ها .... با تو اکنون چه فراموشی هاست .


عشق در تابوت قلب ، جاودانه بخفت








در کوی محبت به وفایی نرسیدیم

رفتیم از این راه و به جایی نرسیدیم

با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز

چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم

بی مهری او بود که چون غنچه ی پائیز

هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم

ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه

رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم

+ خط خطی شده  دوشنبه 28 آبان1386 به قلم   توسط اشکان  | 



JavaScript Codes